آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

عکسهای آتلیه

اوه بالاخره بعد از حدود سه ماه، عمو مهدی عکسهای آیلایی رو آماده کرد دستشون درد نکنه   انگشتاشو چه تو هم فرو برده . قربونت بشم یکم لبخند خوب اینجا بهتر شده . خانم کوچولو کجا با این عجله مامانی چرا اینهمه عصبانی نه دیگه کار خرید جدی شد چون خانمی هم کلاه به سر شده هم دو تا کیف برداشته  . به سلامت  جوجه کوچولوی مامان   داری باله می رقصی نه اشتباه نکردی ادامه بده . فندق جونم   ...
13 دی 1391

خاله حسنا جونم

ان شا اله فردا خاله حسنا جونم  بعد از تقریبا یک سال برمی گرده  به خونه هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا.    خاله حسنا جونم خیلی منتظرتیم ...
5 دی 1391

ای کلک

من نمی دونم این نیم وجبی این کلکها رو از کی و کجا یاد گرفته  ، چند روز پیش عمه سارا زحمت کشیدن و آیلایی رو به خونشون مهمون بردند اخبار واصله حاکی از اونه که آین پرنسس ما تمام ظرف و ظروفهای مامانی رو وسط پذیرایی چیده بود و گویا مهمون هم قرار بود بیاد وقتی که به آیلا می گن بیا کمک کن تا وسایل رو جمع کنیم ، آیلا می گه خسته هستم و حدود یک ربع بعد دوباره مامانی می گن بابا شما که کاری نکردی که خسته باشی یک دفعه وروجک دستش و به کمرش می زنه و می گه من کمرم درد می کنه و می ره دراز می کشه . حالا یک کلک دیگه هم که یاد گرفته شبها موقع خواب برای طفره رفتن از خوابیدن یک دفعه بلند می شه و می گه گرسنه هستم و وقتی هم چیزی می آریم یک چیز دیگه رو...
2 دی 1391
1